محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
165
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پستتر است . مردم همگى بندگان خداوند هستند و كبريا و بزرگى تنها از آن خدا است . داستان آدم و ابليس پيش از اين گذشت . « 1 » فرشتگان و خودخواهى ( و لو أراد اللّه أن يخلق آدم من نور يخطف الأبصار ضياؤه . . . ) چرا خداوند ، انسان را از مادهاى بىارزش آفريد و چرا او را از گرانبهاترين مواد خلق نكرد ؟ امام عليه السّلام به اين پرسش چنين پاسخ مىدهد كه فرشتگان ، همانند انسان حب ذات و خودبينى دارند ؛ هرچند كه طبيعت و ساختارشان متفاوت از انسان است . انسان ، خودبين است و فضايلى براى خود مىشمرد كه در واقع دارا نيست . گاه نيز در اثر برخوردارى از صفتى مانند دانش مغرور مىشود و از تساوى با ديگران مىرنجد و حاضر به فروتنى در برابر زيردستان خود نيست و صفات ديگرى از آثار و لوازم حب ذات دارد . فرشتگان نيز بايد از ويژگيهايى برخوردار باشند ؛ زيرا آنان نيز از اختيار و آزادى گزينش برخوردارند و اگر چنين نبود ، تكليف آنان از سوى خدا روا نبود و آنان هيچ فضيلتى نداشتند . اگر فرشتگان بدون اختيار و آزادى از خدا اطاعت مىكنند ، در اينصورت بايد مانند درختى باشند كه بهطور طبيعى ميوه مىدهد و اين ويژگى براى آن ، فضيلتى بهشمار نمىرود . خلاصه آنكه خودبينى در بين فرشتگان همانند غريزه جنسى در بين انسانها است كه مىتوان آن را مهار كرد .
--> ( 1 ) . شرح خطبه : 1 ، فقره « آدم و ابليس » .